![]() |
![]() |
|
|
دنيا به اميد برپاست و انسان به اميد زنده است.
|
|
+ نوشته شده در
87/10/30ساعت توسط امیر |
|
|
من نمی دانم و این درد مرا سخت می آزارد که چرا انسان (این دانا) در تکاپوهایش ره نبرده است به اعجاز محبت و نمی داند که در یک لبخند چه شگفتی ها پنهان است.من برآنم که در این دنیا خوب بودن به خدا سهل ترین کارهاست و نمی دانم که چرا بشر تا این حد با خوبی بیگانه است و همین درد مرا سخت می آزارد. منبع: نمی دونم! توی کامپیوترم بود |
|
+ نوشته شده در
87/10/22ساعت توسط امیر |
|
|
تمام اعضاي بدن جلسهاي تشكيل دادند تا رئيس بدن را تعيين كنند. مغز گفت: "من رئيسم، چون تمام سيستمهاي بدن را كنترل ميكنم و بدون من هيچ عملي در بدن انجام نميشود." خون گفت: "من بايد رئيس بدن باشم، چون اكسيژن را به تمام اعضاي بدن ميرسانم و بدون من هيچ عضوي كار نخواهد كرد." معده گفت: "من بايد رئيس باشم، چون تمام غذاها را من پردازش ميكنم و انرژي لازم اعضاي بدن را تأمين ميكنم." همهمهاي سر گرفت و باقي اعضاء نيز تلاش ميكردند رئيس بودن خود را توجيه كنند. در اين بين مقعد با صداي بلند گفت: "من رئيس بدن هستم." به يكباره اعضاي بدن شروع به خنديدن كردند و مقعد را مسخره كردند. او نيز عصباني و منقبض شد. در فاصله چند روز، مغز دچار سردرد وحشتناكي شد، معده ورم كرد و خون نيز سمي شد به ناچار همه اعضاء تسليم شدند و توافق كردند كه مقعد رئيس بدن باشد. _________________________ شرح: اگر سيستمي خوب طراحي و توليد شده باشد (مانند بدن) همه اجزاي آن لازم و ضروري هستند. عملكرد چنين سيستمي در حد مورد انتظار، نيازمند وجود و همكاري تمام اجزاي آن است و اجزا نسبت به يكديگر برتري ندارند. چنين سيستمي يك سيستم ناب (Lean) است و كوچكترين خللي در يكي از اعضاء، موجب اختلال در كل سيستم و اجزا ميشود. |
|
+ نوشته شده در
87/10/22ساعت توسط امیر |
|
|
میگن مشتری راضی یک دوست هم نداره اما مشتری ناراضی صدها دوست داره شده حکایت من: رفتم برای تعویض روغن و فیلتر ماشین وقتی مجتبی در فیلتر هوا رو باز کرد هردو با تعجب به هم نگاه کردیم خالی بود! فیلتر هوایی در کار نبود مجتبی می خندید و می گفت یادشون رفته منم ناراحت این بودم که چرا باید یادشون بره و ماشین 7000 کیلومتر با خاک و هوا کار کنه! متاسفانه همین سهل انگاری ما ایرانی ها باعث شده که کلمه ی " ایرانیه" و "خارجیه" با قصد و منظوری خاص بکار بره. چند سال پیش در یک کارخانه ساخت ترانسفورماتور افتخار این رو داشتم که یک ترانسفورماتور خارجی (آلمانی) رو باز شده ببینم، و وقتی اون رو ( از نظر شکل ظاهری اجزاء) با ترانسفورماتورهای ساخت داخل( ایرانی) مقایسه کردم ، تفاوتها کاملاً آشکار شد. با توجه به اینکه رشته تحصیلی خودم برق صنعتی ست،از دریچه علم و تجربه به موضوع نگاه می کنم. این ترانسفورماتور( ساخت شرکت زیمنس آلمان) مثل یک اثر هنری بود. کاملاً دقیق و زیبا . تمام نکات علمی آن روزها ( سال 1969) را در این محصول بکار برده بودند. اشراف به نکات ریز مهندسی در طراحی و ساخت آن کاملاً هویدا بود. با اینکه مشتری تقریباً هرگز داخل ترانسفورماتور را نخواهد دید اما با چنان ظرافتی مونتاژ شده بود که گویی قرار است به موزه صنعت فرستاده شود. نکته جالب اینجاست که همین کارخانه ایرانی هم روزی متعلق به زیمنس بوده ( هنوز هم درصد ناچیزی از سهام آن را دارد) اما وای به وقتی که ایرانی دست بکار شود. من خود تولید کننده هستم ( تولید کننده نوعی موتور الکتریکی. و افتخار می کنم محصولی که تولید می کنیم در هزاران خانه، در خدمت مردم ایران و همسایگان خارجی ست ) و مطالبی رو که عنوان کردم از روی تنفر و عداوت نیست. بررسی ریشه ای علل ضعف محصولات ایرانی هم در این پست موضوعیت ندارد. اما چیزی که من از آن متاسف هستم، سهل انگاریست. بببببزن بره. خودشون درسسسستش می کنند. توی گارانتی درسسسستش می کنند. همین جوری هم کار می کنه. چشم گاوه. چیییزیش نیست که! مگه چقد پوووول میدن. و... اینها حرفهاییست که ما ایرانی ها را اسیر خود کرده،و من در تلاشم تا این نگرش را درحد توانم تغییر دهم. اعتراف می کنم که تغییر فرهنگ و نگرش زمانبر و دشوار است، اما ممکن. |
|
+ نوشته شده در
87/10/16ساعت توسط امیر |
|
|
+ نوشته شده در
87/10/15ساعت توسط امیر |
|
|
مدیران اشتباه نمیکنند، بلکه می خواهند کارمندانشان را امتحان کنند. |
|
+ نوشته شده در
87/10/13ساعت توسط امیر |
|
|
هر غمی، هر مشکلی و هر چیزی که باشه حتی اگه حل نشه آدم بهش عادت می کنه و سعی می کنه خودش رو
با شرایط جدید وفق بده! |
|
+ نوشته شده در
87/10/13ساعت توسط امیر |
|
|
+ نوشته شده در
87/10/13ساعت توسط امیر |
|
|
به زبانت اجازه نده كه قبل از انديشه ات به كار افتد. |
|
+ نوشته شده در
87/10/12ساعت توسط امیر |
|
|
اصطلاحات را به گروه خود دیکته نکنید . بگذارید هر کس ایده خود را بگوید و آن ایده ها را تصفیه کرده و در انتها بهترین راه حل را بیابید. در انتها اعمالی که بر سر آن توافق شده بود ، بهتر توسط جمع پذیرفته می شوند. ... از کارمندان دفتری خود برای انجام کار شخصی استفاده نکنید. ... هر گاه چیزی می نویسید، رشته افکار خود را پاره نکنید. اگر برای استفاده از یک لغت اطمینان ندارید، جای آن را خالی بگذارید و به کار خود ادامه دهید تا بعد به سراغ آن بیایید . ... مهم فکر کنید ، ظاهر خود را مهم جلوه دهید و کار خود را مهم در نظر بگیرید.در این صورت مردم شما را فرد مهمی می بینند. ... اول استحقاق رسیدن به چیزی را داشته باشید بعد آرزوی رسیدن به آن را بکنید. ... نامه ها و بخشنامه ها اقیانوسی از اطلاعات هستند . اگر پست جدیدی به شما محول شده است ، کمی وقت بگذارید تا نامه ها و بخشنامه ها را بررسی کنید زیرا که آنها چیزهای زیادی به شما خواهند گفت. ... اگر می خواهید خوب ارتباط برقرار کنید، کلمات را خوب انتخاب کنید و مراقب زبان خود باشید. ... بدانید که شایستگی دستیابی به چه مزایا و حقوقی را دارید.یک کپی از آن را همراه خود داشته باشید. ... اگر قرار است سخنرانی بکنید ، کمی قبل از آن بیایید و تجهیزات مورد نیاز را کنترل کنید . اگر وسیله ای معیوب است و ممکن است بعدا" از کار بیفتد ترتیبی دهید که یکی دیگر آماده کنید تا در صورت لزوم از آن استفاده شود. |
|
+ نوشته شده در
87/10/11ساعت توسط امیر |
|
|
صفحه نخست پست الکترونيک آرشيو عناوين مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
موضوع این وبلاگ در تاریخ
14/08/87پایان یافت. هنوز هم می نویسم مطالبی غیر از پیشنهادات یک کتاب جیبی اما در همون راستایی که این وبلاگ رو به نیتش ایجاد کردم |
| آرشيو موضوعي |
|
پیشنهادات یک کتاب جیبی سخن بزرگان آموخته ام که ... شعر دانستنیها برای مدیران معرفی کتاب از لابلای کتابها جملاتی از فیلمهایی که دیدم زنگ تفریح کمی بیندیشید وبگردی های من |
|
RSS
|