![]() |
![]() |
|
|
گاهی وقت ها در باره نکاتی فکر می کنم و مطالبی رو توی ذهنم مرور می کنم بعد تصمیم می گیرم که توی وبلاگ بیارمشون اما کمتر پیش اومده که این تصمیم به فعل در بیاد یکی از عللش هم اینه که حوصله نوشتن( و خوندن) مطالب طولانی رو ندارم. البته استثنا هم داره. و اما...
داشتم به برنامه عصررانه گوش می دادم یاد سال 79 افتادم، اون موقع هنوز محصل بودم. کار هم می کردم. عصرانه هر پنج شنبه عصر پخش می شد. پخشش تقریباً هم زمان بود با تعطیل شدن من از سر کار ، بخاطر عصرانه هم که بود پنج شنبه غروب رو دیرتر تعطیل می کردم.
امروز که داشتم به عصرانه گوش می کردم چیزی رو متوجه شدم دیگه برام اون حال و هوای قبل رو نداشت بنظرم اگه عصرانه بعد از پایانش مجدداً شروع نمی شد بهتر بود درسته که مطالب جالب توجهی هم میشه توش دید، اما اینکه بعد از سالها وقفه با همون شکل و فرم ( بدون نو آوری ) و با همون قالب قبلی ارائه بشه برام جالب نیست.
مرد 2000 چهره هم همین طور باعث شد بتم * ( آقای مدیری) کوچک و کمرنگ بشه. ناراحت شبهای برره هستم که بلای مرد 1000 چهره سرش نیاد.
بعضی از آدما بعضی از مکانها بعضی از حرفها بعضی از رویاها بعضی از دوستها بعضی از دشمنی ها بعضی ازخاطرات بعضی از آرزوها بعضی از عقاید بعضی از بت ها بعضی از عشقها بهتر که در زمان خودشون بمونند، شاید! اینجوری بهتر باشه.
* بت = کسی که خیلی قبولش دارم. |
|
+ نوشته شده در
88/01/28ساعت توسط امیر |
|
|
هزينه جلب يک مشتري جديد، پنج برابر هزينه خشنود نگه داشتن مشتريان کنوني است.
|
|
+ نوشته شده در
88/01/25ساعت توسط امیر |
|
|
همسر سید رحیم هم در ۳۱ سالگی رفت.
|
|
+ نوشته شده در
88/01/17ساعت توسط امیر |
|
|
ذهن ما به يک قطعه زمين شباهت دارد. منبع: اینترنت |
|
+ نوشته شده در
88/01/15ساعت توسط امیر |
|
|
صفحه نخست پست الکترونيک آرشيو عناوين مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
موضوع این وبلاگ در تاریخ
14/08/87پایان یافت. هنوز هم می نویسم مطالبی غیر از پیشنهادات یک کتاب جیبی اما در همون راستایی که این وبلاگ رو به نیتش ایجاد کردم |
| آرشيو موضوعي |
|
پیشنهادات یک کتاب جیبی سخن بزرگان آموخته ام که ... شعر دانستنیها برای مدیران معرفی کتاب از لابلای کتابها جملاتی از فیلمهایی که دیدم زنگ تفریح کمی بیندیشید وبگردی های من |
|
RSS
|