![]() |
![]() |
|
|
انسان در مقاطع مختلف سنی دیدگاه متفاوتی نسبت به یک موضوع دارد که طبق همان دیدگاه تصمیم می گیرد و همواره، آخرین تصمیم، مهم و سرنوشت ساز است. |
|
+ نوشته شده در
88/07/07ساعت توسط امیر |
|
|
کارهایی که باید انجامشون بدید رو یادداشت کنید این کار نوعی تعهد رو ایجاد می کنه پارسال این کار رو انجام دادم و نتایج خوبی داد برای نمونه اگر قرار بود چند کار رو در روز شنبه انجام بدم اونها رو لیست می کردم در پایان هر کدوم رو که انجام داده بودم کنارش تیک می زدم و اگه انجام نشده بود کنارش ضربدر زده می شد و اگه لازم بود، انجامش به بعد موکول می شد.
اینکه شب بشینم و کارایی که باید فردا انجام بشه رو بنویسم برام خسته کننده بود. اما باز هم شروع کردم به نوشتن. این کار مدیریت بر زندگیم رو بیشتر می کنه. ی مزیت دیگش هم اینه که،کاری که باید انجام بشه رو فراموش نمی کنیم.
مثلاً من یک نامه ای رو باید چند ماه دیگه بفرستم برا اون آقایی که منو توی شرکتشون استخدام نکرد و ازش تشکر کنم بخاطر این کارش... . و چند سال دیگه ایمیلی بزنم به اون دختری که رفتم خواستگاریش و بگم که با نه گفتنش مسیر زندگیم رو تغییر داد و از اون هم بخاطر این کارش تشکر کنم ، که در موفقیتم او بیشترین تاثیر رو داشته. بله! این یادداشت می تونه برنامه ای دراز مدت باشه. نوشتن این یادداشتها لزوماً لیست خرید و یا تلفن زدن به اقوام و آشنایان نیست. می تونه نوشتن برنامه زندگی هم باشه. بنویسید که از خودتون توقع دارید که تا آخر سال به چه اهدافی برسید. فارق التحصیل شدن؟ ارتقاء شغلی؟ پس انداز 10 میلیون تومن پول تا آخر سال ( حتماً مبلغ رو بنویسید، نوشتن عددش مهمه)
حالا کمی دور تر رو هم ببینید. به خودتون بگید که : اگه من با همین رویه ادامه بدم 5 سال آینده کجا خواهم بود از نظر روابط اجتماعی سطح اجتماعی وضعیت مالی روحیات و خلقیات فردی 10 سال آینده چطور؟ از خودتون سوالات اساسی رو بپرسید.
بین جایی که الان هستید با جایی که می خواهید به اونجا برسید مسیری وجود داره شبیه به یک جاده. و لزوماً یک خط مستقیم و کوتاه نیست. |
|
+ نوشته شده در
88/05/24ساعت توسط امیر |
|
|
رفتم مغازه ژل مو بخرم . شلوغ بود، بعد از اینکه نوبتم رسید ژل رو درخواست کردم، نداشت رفتم مغازه روبروییش ، با اینکه از یک صنف بودند اما این یکی فقط یک مشتری داشت. تعجبم تا زمانی بود که قیمت ژل رو بهم گفت. گرونتر می داد.
در عصری زندگی می کنیم که صحبت از انفجار اطلاعاته. مشتری رو هوشمند و مطلع تصور کرده و با وی صادق بودن یکی از کلیدهای موفقیته. و چه زیباست در تمام امور زندگی اینگونه رفتار کنیم. |
|
+ نوشته شده در
88/02/04ساعت توسط امیر |
|
|
گاهی وقت ها در باره نکاتی فکر می کنم و مطالبی رو توی ذهنم مرور می کنم بعد تصمیم می گیرم که توی وبلاگ بیارمشون اما کمتر پیش اومده که این تصمیم به فعل در بیاد یکی از عللش هم اینه که حوصله نوشتن( و خوندن) مطالب طولانی رو ندارم. البته استثنا هم داره. و اما...
داشتم به برنامه عصررانه گوش می دادم یاد سال 79 افتادم، اون موقع هنوز محصل بودم. کار هم می کردم. عصرانه هر پنج شنبه عصر پخش می شد. پخشش تقریباً هم زمان بود با تعطیل شدن من از سر کار ، بخاطر عصرانه هم که بود پنج شنبه غروب رو دیرتر تعطیل می کردم.
امروز که داشتم به عصرانه گوش می کردم چیزی رو متوجه شدم دیگه برام اون حال و هوای قبل رو نداشت بنظرم اگه عصرانه بعد از پایانش مجدداً شروع نمی شد بهتر بود درسته که مطالب جالب توجهی هم میشه توش دید، اما اینکه بعد از سالها وقفه با همون شکل و فرم ( بدون نو آوری ) و با همون قالب قبلی ارائه بشه برام جالب نیست.
مرد 2000 چهره هم همین طور باعث شد بتم * ( آقای مدیری) کوچک و کمرنگ بشه. ناراحت شبهای برره هستم که بلای مرد 1000 چهره سرش نیاد.
بعضی از آدما بعضی از مکانها بعضی از حرفها بعضی از رویاها بعضی از دوستها بعضی از دشمنی ها بعضی ازخاطرات بعضی از آرزوها بعضی از عقاید بعضی از بت ها بعضی از عشقها بهتر که در زمان خودشون بمونند، شاید! اینجوری بهتر باشه.
* بت = کسی که خیلی قبولش دارم. |
|
+ نوشته شده در
88/01/28ساعت توسط امیر |
|
|
هر غمی، هر مشکلی و هر چیزی که باشه حتی اگه حل نشه آدم بهش عادت می کنه و سعی می کنه خودش رو
با شرایط جدید وفق بده! |
|
+ نوشته شده در
87/10/13ساعت توسط امیر |
|
|
در واقع لازم نیست که به سوالات جواب دهید. فقط مطلب را بخوانید و متوجه نکته آن خواهید شد.
1- پنج نفر از ثروتمندترین افراد دنیا را نام ببرید. 2- آخرین پنج برنده جایزه مسابقه "Heisman trophy" را نام ببرید. 3- ده برنده جایزه نوبل را نام ببرید. 4- آخرین دوازده نفر برنده آکادمیک بهترین بازیگر را نام ببرید. 5- آخرین برنده بهترین سریال دنیا را نام ببرید. چطور جواب دادید؟ نکته این است که هیچ کس از ما نویسندگان سرمقاله روزنامه دیروز را بخاطر نمی آورد. اینها اشخاص دسته دو در رسیدن به اهداف نیستند. آنها در زمینه خودشان بهترین هستند. اما تشویقی وجود ندارد. جایزه ها کم رنگ می شوند. دست یابی ها فراموش می شوند. مدارک اعطایی به وسیله صاحبان آن سوزانده می شوند. حالا یک آزمایش دیگر، ببینید که اینها را چگونه جواب خواهید داد: 1- چند نفر از معلمین خود را که شما را در مدرسه کمک کردند نام ببرید. 2- سه نفر از دوستان خود را که در مشکلات شما را یاری رساندند نام ببرید. 3- پنج نفر که به شما چیز با ارزشی را یاد دادند نام ببرید. 4- به چند نفر فکر کنید که در شما احساس شکر گزاری خاصی پدید آوردند. 5- به چند نفر فکر کنید که با آنها وقت گذراندن برای شما لذت بخش است. ساده تر؟ نکته آموزنده: کسانی که در زندگی شما تاثیر گذار بودند، کسانی نیستند که بالاترین مدرک را دارا هستند. بیشترین ثروت، یا بیشترین جوائز... آنها بطور ساده کسانی هستند که بیشترین مواظبت را انجام می دهند. منبع : اینترنت |
|
+ نوشته شده در
87/10/06ساعت توسط امیر |
|
|
سر مقاله ماهنامه موفقیت شماره ۱۵۶ ارزش خوندن رو داره خانم ثقفی در سخن سر دبیر بیشتر شماره ها مطالب بسیار خوبی رو می نویسه اما کمتر پیش میاد که آقای حلت سرمقاله برجسته ای رو بنویسه غنیمت شماریدش... |
|
+ نوشته شده در
87/10/02ساعت توسط امیر |
|
|
چند روز پیش یک انفجار اتمی توی ذهنم اتفاق افتاد. همه چیز نابود شد. من بودم و زمین زیر پام و خاکسترهای باقی مونده. خیلی راحت بود یک انفجار و دیگر هیچ. باید! خیلی زود، از نو شروع کنم دنیای دیگه ای بسازم... خراب کردن راحته. ساختن خیلی کار می بره. اما ارزشش رو داره |
|
+ نوشته شده در
87/09/29ساعت توسط امیر |
|
|
1- هر که پولش بیش بامش بیشتر 2- هرکه بامش بیش برفش بیشتر دوست دارید از کدوم منظر نگاه کنید...؟ |
|
+ نوشته شده در
87/09/26ساعت توسط امیر |
|
|
صفحه نخست پست الکترونيک آرشيو عناوين مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
موضوع این وبلاگ در تاریخ
14/08/87پایان یافت. هنوز هم می نویسم مطالبی غیر از پیشنهادات یک کتاب جیبی اما در همون راستایی که این وبلاگ رو به نیتش ایجاد کردم |
| آرشيو موضوعي |
|
پیشنهادات یک کتاب جیبی سخن بزرگان آموخته ام که ... شعر دانستنیها برای مدیران معرفی کتاب از لابلای کتابها جملاتی از فیلمهایی که دیدم زنگ تفریح کمی بیندیشید وبگردی های من |
|
RSS
|