![]() |
![]() |
|
|
هزينه جلب يک مشتري جديد، پنج برابر هزينه خشنود نگه داشتن مشتريان کنوني است. |
|
+ نوشته شده در
88/03/03ساعت توسط امیر |
|
|
رفتم مغازه ژل مو بخرم . شلوغ بود، بعد از اینکه نوبتم رسید ژل رو درخواست کردم، نداشت رفتم مغازه روبروییش ، با اینکه از یک صنف بودند اما این یکی فقط یک مشتری داشت. تعجبم تا زمانی بود که قیمت ژل رو بهم گفت. گرونتر می داد.
در عصری زندگی می کنیم که صحبت از انفجار اطلاعاته. مشتری رو هوشمند و مطلع تصور کرده و با وی صادق بودن یکی از کلیدهای موفقیته. و چه زیباست در تمام امور زندگی اینگونه رفتار کنیم. |
|
+ نوشته شده در
88/02/04ساعت توسط امیر |
|
|
وقتي من يك كاري را دير تمام ميكنم، من كند هستم. وقتي رئيسم كار را طول دهد، او دقيق و كامل است.
وقتي من كاري را انجام ندهم، من تنبل هستم. وقتي رئيسم كاري را انجام ندهد، او مشغول است.
وقتي كاري را بدون اينكه از من خواسته شود انجام دهم،من قصد دارم خودم را زرنگ جلوه دهم. وقتي رئيسم اين كار را كند، او ابتكار عمل به خرج داده است.
وقتي من سعي در جلب رضايت رئيسم داشته باشم، من چاپلوسم. وقتي رئيسم، رئيسش را راضي نگاه دارد، او همكاري ميكند.
وقتي من اشتباهي كنم، من نادان هستم. وقتي رئيسم اشتباه كند، او مانند ديگران يك انسان است.
وقتي من در محل كارم نباشم، من يك جايي خارج از محل كار در حال گشتزدن هستم. وقتي رئيسم در دفترش نباشد، او مشغول انجام امور سازمان است.
وقتي يك روز مرخصي استعلاجي داشته باشم، من هميشه مريض هستم. وقتي رئيسم در مرخصي استعلاجي باشد، او حتماً خيلي بيمار است.
وقتي من مرخصي بخواهم، بايد يك جلسه دليل و توجيه بياورم. وقتي رئيسم به مرخصي برود، بايد ميرفت چون خيلي كار كرده است.
وقتي من كار خوبي انجام ميدهم، رئيسم هرگز به خاطر نميآورد. وقتي من كار اشتباهي انجام دهم، رئيسم هرگز فراموش نميكند. |
|
+ نوشته شده در
88/02/01ساعت توسط امیر |
|
|
هزينه جلب يک مشتري جديد، پنج برابر هزينه خشنود نگه داشتن مشتريان کنوني است.
|
|
+ نوشته شده در
88/01/25ساعت توسط امیر |
|
|
میگن مشتری راضی یک دوست هم نداره اما مشتری ناراضی صدها دوست داره شده حکایت من: رفتم برای تعویض روغن و فیلتر ماشین وقتی مجتبی در فیلتر هوا رو باز کرد هردو با تعجب به هم نگاه کردیم خالی بود! فیلتر هوایی در کار نبود مجتبی می خندید و می گفت یادشون رفته منم ناراحت این بودم که چرا باید یادشون بره و ماشین 7000 کیلومتر با خاک و هوا کار کنه! متاسفانه همین سهل انگاری ما ایرانی ها باعث شده که کلمه ی " ایرانیه" و "خارجیه" با قصد و منظوری خاص بکار بره. چند سال پیش در یک کارخانه ساخت ترانسفورماتور افتخار این رو داشتم که یک ترانسفورماتور خارجی (آلمانی) رو باز شده ببینم، و وقتی اون رو ( از نظر شکل ظاهری اجزاء) با ترانسفورماتورهای ساخت داخل( ایرانی) مقایسه کردم ، تفاوتها کاملاً آشکار شد. با توجه به اینکه رشته تحصیلی خودم برق صنعتی ست،از دریچه علم و تجربه به موضوع نگاه می کنم. این ترانسفورماتور( ساخت شرکت زیمنس آلمان) مثل یک اثر هنری بود. کاملاً دقیق و زیبا . تمام نکات علمی آن روزها ( سال 1969) را در این محصول بکار برده بودند. اشراف به نکات ریز مهندسی در طراحی و ساخت آن کاملاً هویدا بود. با اینکه مشتری تقریباً هرگز داخل ترانسفورماتور را نخواهد دید اما با چنان ظرافتی مونتاژ شده بود که گویی قرار است به موزه صنعت فرستاده شود. نکته جالب اینجاست که همین کارخانه ایرانی هم روزی متعلق به زیمنس بوده ( هنوز هم درصد ناچیزی از سهام آن را دارد) اما وای به وقتی که ایرانی دست بکار شود. من خود تولید کننده هستم ( تولید کننده نوعی موتور الکتریکی. و افتخار می کنم محصولی که تولید می کنیم در هزاران خانه، در خدمت مردم ایران و همسایگان خارجی ست ) و مطالبی رو که عنوان کردم از روی تنفر و عداوت نیست. بررسی ریشه ای علل ضعف محصولات ایرانی هم در این پست موضوعیت ندارد. اما چیزی که من از آن متاسف هستم، سهل انگاریست. بببببزن بره. خودشون درسسسستش می کنند. توی گارانتی درسسسستش می کنند. همین جوری هم کار می کنه. چشم گاوه. چیییزیش نیست که! مگه چقد پوووول میدن. و... اینها حرفهاییست که ما ایرانی ها را اسیر خود کرده،و من در تلاشم تا این نگرش را درحد توانم تغییر دهم. اعتراف می کنم که تغییر فرهنگ و نگرش زمانبر و دشوار است، اما ممکن. |
|
+ نوشته شده در
87/10/16ساعت توسط امیر |
|
|
اصطلاحات را به گروه خود دیکته نکنید . بگذارید هر کس ایده خود را بگوید و آن ایده ها را تصفیه کرده و در انتها بهترین راه حل را بیابید. در انتها اعمالی که بر سر آن توافق شده بود ، بهتر توسط جمع پذیرفته می شوند. ... از کارمندان دفتری خود برای انجام کار شخصی استفاده نکنید. ... هر گاه چیزی می نویسید، رشته افکار خود را پاره نکنید. اگر برای استفاده از یک لغت اطمینان ندارید، جای آن را خالی بگذارید و به کار خود ادامه دهید تا بعد به سراغ آن بیایید . ... مهم فکر کنید ، ظاهر خود را مهم جلوه دهید و کار خود را مهم در نظر بگیرید.در این صورت مردم شما را فرد مهمی می بینند. ... اول استحقاق رسیدن به چیزی را داشته باشید بعد آرزوی رسیدن به آن را بکنید. ... نامه ها و بخشنامه ها اقیانوسی از اطلاعات هستند . اگر پست جدیدی به شما محول شده است ، کمی وقت بگذارید تا نامه ها و بخشنامه ها را بررسی کنید زیرا که آنها چیزهای زیادی به شما خواهند گفت. ... اگر می خواهید خوب ارتباط برقرار کنید، کلمات را خوب انتخاب کنید و مراقب زبان خود باشید. ... بدانید که شایستگی دستیابی به چه مزایا و حقوقی را دارید.یک کپی از آن را همراه خود داشته باشید. ... اگر قرار است سخنرانی بکنید ، کمی قبل از آن بیایید و تجهیزات مورد نیاز را کنترل کنید . اگر وسیله ای معیوب است و ممکن است بعدا" از کار بیفتد ترتیبی دهید که یکی دیگر آماده کنید تا در صورت لزوم از آن استفاده شود. |
|
+ نوشته شده در
87/10/11ساعت توسط امیر |
|
|
|
+ نوشته شده در
87/07/05ساعت توسط امیر |
|
|
اگر در ملاقات های رسمی خود از میز گرد استفاده کنید همه پشت آن میز احساس داشتن موقعیت یکسان می کنند و ناهمگونی و اختلاف پیش نمی آید. ... اگر بخواهید باز خورد و نقد فراوانی از عملکرد ها بدستتان برسد ، باید بدانید چه اموری ارزش دریافت بازخورد را دارند و چه اموری ندارند ... همیشه شنونده خوبی باشید ، بیشتر اوقات مردم فقط می خواهند که حرفهایشان شنیده شود. آنها واقعا" نمی خواهند مشکلشان حل شود. ... همکاران شما اغلب سوالاتی درباره مسائل شخصی خود از شما می کنند. بهتر است فقط گوش کنید و با آنها همدردی کنید. ... مسافری که در صندلی کنار شما نشسته است ممکن است مشتری آینده یا یک رقیب باشد. پس قبل از اینکه سر صحبت را باز کنید با یکدیگر آشنا شوید. ... اگر شما اعتقاد داشته باشید که کاری را می توان انجام داد . ناخود آگاه سعی در انجام آن می کنید به عبارت دیگر به کاری که می کنید اعتقاد داشته باشید و موفق خواهید بود. ... برای اینکه همیشه اعتماد داشته باشید بلند صحبت کنید، لبخند بزنید، در ردیف جلو بنشینید و به چشمان طرف مقابل خود نگاه کنید. ... تنها هنگامی که توانایی های یک شخص را می شناسید باید به او رجوع کنید.البته گاهی اوقات پیش می آید که به شخصی اجازه دهید تا به منظور آشنایی بیشتر با کسی ، از نام شما استفاده کند. |
|
+ نوشته شده در
87/05/05ساعت توسط امیر |
|
|
|
+ نوشته شده در
86/09/15ساعت توسط امیر |
|
|
به آراستگی و پیراستگی که شامل : پاکیزگی ، زیبایی ، ایمنی ، بهداشت و انضباط می شود توجه کنید . به اصول ، قول ها و به تعهدات خود و همکارانتان در مدیریت پایبند باشید . در امر روابط با دیگران احساساتی ، هیجان زده و شتاب زده عمل نکنید . به پیروی از توصیه های حضرت علی (ع) به هنگام خشم "تصمیم " نگیرید . بیش از آنچه می گویید عمل کنید . اصل " ص " یکی از عوامل مهم اعتماد و اعتقاد زیر دستان به مدیریت است . این اصل مهم شامل این عوامل می شود : " صداقت " ، " صمیمیت " ، " صبوری " ، " صراحت " و " صلابت " اطلاعاتتان را در محیط کار و زندگی همکارانتان کامل کنید ، بخصوص به مشکلات اقتصادی و خانوادگی آنها واقف باشید . در دوران تنعم ، رونق و برکت آنها را در یابید ، تا در دوران سختی و بحران شما را دریابند. " تبعیض " یکی از شکوه های عمومی و مشترک همکاران ما در محیط کار است . این ضعف مدیریتی را بشناسید و در رفع آن بکوشید . به موقع تشویق کنید ، به موقع تذکر دهید و بیشتر از آنچه تذکر می دهید ، تشویق کنید . یادتان باشد که تشویق الزاماً مادی نیست . از " جاذبه " و " دافعه " کمک بگیرید . اما " جاذبه " را در " حد اعلی " و " دافعه " را در " حد نیاز " و " ضرورت " به کار برید . از این دو حربه برای افراد مختلف ، متناسب با ظرفیت آنها استفاده کنید . از قوانین و مقررات مربوط به حقوق و تکالیف کارکنان کاملاً مطلع باشید . |
|
+ نوشته شده در
85/06/20ساعت توسط امیر |
|
|
صفحه نخست پست الکترونيک آرشيو عناوين مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
موضوع این وبلاگ در تاریخ
14/08/87پایان یافت. هنوز هم می نویسم مطالبی غیر از پیشنهادات یک کتاب جیبی اما در همون راستایی که این وبلاگ رو به نیتش ایجاد کردم |
| آرشيو موضوعي |
|
پیشنهادات یک کتاب جیبی سخن بزرگان آموخته ام که ... شعر دانستنیها برای مدیران معرفی کتاب از لابلای کتابها جملاتی از فیلمهایی که دیدم زنگ تفریح کمی بیندیشید وبگردی های من |
|
RSS
|